تبلیغات
کوچه 74 - مطالب حجاب و عفاف

کوچه 74

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ کوچه 74 خوش آمد میگویم ... در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود. مقام معظم رهبری

افسران - شباهت چفیه شهیدان و چادر
آن ها چفیه داشتند…

من چادر دارم!!!

آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند…

من چادر می پوشم تا زهرایی زندگی کنم…

آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی شیمیایی نشود…

من چادر می پوشم تا از نفَس های آلوده دور بمانم…

آنان موقع نماز شب با چفیه صورت خود را می پوشاندند تا شناسایی نشوند…

من چادر می پوشم تا از نگاه های حرام پوشیده باشم…

آنان با چفیه زخم هایشان را می بستند …

من وقتی چادر ی می بینم یاد زخم پهلوی مادرم می افتم…

آنان سرخی خونشان را به سیاهی چادرم امانت داده اند…

من چادرسیاهم را محکم می پوشم تا امانتدار خوبی برای آنان باشم…




طبقه بندی: حجاب و عفاف، شهدا،
برچسب ها:شهدا، عفاف، حجاب، زن، شهید،

[ سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 ] [ 11:02 ق.ظ ] [ هادی ]

[ نظرات() ]


کشف حجاب از زنان مسلمان و انهدام وجدان مشترک اسلامی، واقعیت تردید ناپذیر تاریخی است که از دیرباز مورد توجه جدی استعمار جهانی بوده است. از سال های دور کوشش های فراوانی شده است تا زمینه های روانی، فرهنگی و اجتماعی گریز از ارزش های اسلامی ایجاد شود. فرقه‌های نوظهور در کشف حجاب تأثیر داشتند؛ زیرا هدف اصلی آنها ساختارشکنی فرهنگی، دینی و اجتماعی در ایران بود. یکی از این فرقه‌های ضاله، بابیت بود. هنگامی که علی‌محمد باب، رهبر این فرقه، در قلعه چهریق در زندان به سر می‌برد، پیروان و طرفداران او در دشت «بدشت» نزدیک شاهرود جمع شدند.

آنها قرار بود در دشت «بدشت» به نوعی ساختارشکنی اساسی و جدی دست زنند؛ ازهمین‌رو زنی به نام قره العین در این اجتماع بابیان، برای نخستین‌بار در بین مردان با لباس نامناسب و بدون حجاب حضور یافت.این اقدام قره العین باعث پیدایش شکاف در بین طرفداران باب شد.

بعضی از افرادی که دچار تبلیغات مسموم و فریفته شده بودند، با این وضعیت آگاه شدند و از این فرقه جدا گردیدند، اما عده‌ای دیگر به تداوم فعالیت تمایل بیشتری پیدا ‌کردند.پس از این اتفاق بود که در کشور ما تهاجم به حجاب به شکل‌های گوناگون بیشتر شد.

این نوشتار شخصیت “زرین تاج قزوینی” یکی از زنان بهایی را که زمینه ساز و مجری توطئه کشف حجاب در ایران بود را مورد بررسی قرار می دهد.

تا زمان کشف حجاب و شروع تغییرات پر دامنه مدرنیسم رضاشاهی، نمونه ای یافت نمی شود که زنان ایرانی و حتی بانوان درباری، سر برهنه و بی حجاب در ملأ عام ظاهر شوند مگر یک زن !
در دوره ناصرالدین شاه، اولین زنی که به صورت عمومی و علنی کشف حجاب کرد زنی است با نام زرّین تاج که توسط سران بابیت ملقب به طاهره و قره العین و تنها زنی است که از “حروف حی” محسوب می‌شود.( لقبی که به بر اساس حروف ابجد به ۱۸ نفر از اولین کسانی که علی محمد باب ایمان آوردند، اطلاق می‌شود.)

قره العین زنی بود که او را تا قبل از گرایش به سید علی محمد باب، به عالمه و فاضله و شاعره بودن می ستودند. او در خانواده ای روحانی به دنیا آمد و دختر ملا محمّد صالح مجتهد قزوینى است، در شهر قزوین در سنه ۱۳۲۰ ه-. ق متولد شد.

زرّین تاج زنى در نهایت زیبایى، ولی در عین حال شهرت طلب و هوسباز بود. او نزد پدرش ملا صالح و عمویش ملا محمد تقى مجتهد (که بعدها بابیان او را کشتند) مشغول تحصیل گردید. در پایان تحصیل، پیرو مکتب شیخیّه شد و جزء مریدان سید کاظم رشتى به شمار آمد؛ عموى کوچکش ملا على که از این گروه به شمار مى رفت، او را در این راه تحریص و تشویق مى نمود، تا آنجا که ارسال نامه و مراسلات، بین زرّین تاج و سید کاظم رشتى باز شد، و سید کاظم رشتى او را قرّة العین (نور چشمى) خواند؛ از این زمان به بعد، او به لقب قرّة العین شهرت یافت.
این زن با پسر عموى خود ملا محمّد امام جمعه (پسر ملا محمد تقى شهید) ازدواج کرد، و از او داراى ۲ یا ۳ فرزند شد، ولى شوهردارى و بچه دارى براى او قید و زنجیرى بود؛ طولى نکشید که در سال ۱۲۵۹ ه- ق (در سن حدود ۲۹ سالگى)، شوهر و فرزندان و خانه خود را ترک کرده، و به عنوان اینکه دستش به استادش، سید کاظم رشتى برسد، به سوى کربلا روانه شد، ولى وقتى که به کربلا رسید، با خبر فوت سید کاظم روبرو شد.

در آنجا با شاگردان سید کاظم رشتى تماس داشت؛ یک عده از افراد هوسباز دورش را گرفتند، او که شیفته مقام طلبى و شهرت بود، پس از چندى به بغداد رفت، سپس توسط ملا حسین بشرویه اى، به حضور میرزا على محمد باب راه یافت، و کار او به جایى رسید که گاهى به نام خود، مردم را دعوت مى کرد، و گاهى به نام سید على محمد باب.

باب هم او را به لقب «طاهره» ملقّب ساخت. به گفته عباس افندى: «او در قریه بَدَشت جمله «من همان خدا هستم» را تا عنان آسمان به اعلى النّدا بلند نمود.

 

قرة العین زنی بود صاحب قلم، شاعر و سخنران که به ادبیات و فقه و اصول کلام و تفسیر آشنایی داشت. وی در ایران، نخستین زنی بود که به خلاف رسم و عرف زمانه بی حجاب در برابر مردان ظاهر شد و با علما و رجال به بحث و مجادله پرداخت.

او نخستین زنی است که در تاریخ معاصر ایران، بر اساس دستورالعمل یک مکتب استعماری پوشش را از روی و تن برگرفت و در اجتماع مسۆولان ظاهر شد. با این اقدام گستاخانه و متهورانه، نخستین سنگ بنای بی حجابی را در جامعه اسلامی ایران به جا گذاشت و برای شروع هدف های استعماری و بر افروختن جهنم توطئه جرقه نخست را زد.

قره العین با ارائه رفتاری کاملاً متضاد با دستور دین اسلام و نیز شرایط روحی و اجتماعی آن دوران و با نمایش گذاشتن سیمای برهنه خویش، کوشید اولین کسی باشد که رسوم گذشته را از بین می برد و زمینه های اجتماعی گسترش بی دینی و اباحی گری را فراهم می کند.

قره العین با سیمایی آراسته بر منبر می نشست و با صراحت تمام می گفت: « آن چه اسلام آورده در هنگام ظهور باب ملغی و منسوخ است و چون باب قائم حق دارد که در مذهب تصرف نماید، پس شریعت اسلام بعد از ظهور قائم، منسوخ است و چون قائم هنوز احکام و تکالیف جدید را مدون و تکمیل نکرده است زمان فترت است و کلیه تکالیف از گردن مردمان ساقط .تا امروز تبعیت از احکام دین اسلام بر شما واجب بود، ولی از هنگام ظهور باب دیگر بر هیچ مسلمانی جایز نیست که از دستورات دین اسلام پیروی نماید. با لذت کامل زندگی کنید و از هر قیدی آزاد باشید.»

تاریخ گواهی می دهد که جذب قره العین به باب نه از جهت فکری، بلکه به علت شهوت پرستی او بود. وی نمی توانست به یک شوهر اکتفا کند، از طرف دیگر خاندان وی، مظهر زهد و قناعت، عصمت و عفت بودند و در چنین خاندانی برای او وسایل عیش و عشرت و آزادی وجود نداشت. به همین سبب تصمیم گرفت که یکباره خود را از قید و بند دین و مذهب آزاد سازد و با حزبی که به هیچ نظم و قاعده ای مقید نیست همراه شود. بابیان تنها حزبی بودند که دارای مرام اشتراک جنسی بودند. از همین رو قره العین با آنها پیوند خورد و اولین نغمه های شوم بی حجابی زنان را سر داد و خود را به عنوان اولین زن بی حجاب تاریخ معاصر مطرح کرد.

او در خلال تبلیغ مرام باب ، بدون هیچ واهمه ای عقاید سخیف بابیان را درباره ی اشتراک جنسی وصف می کرد و به حضار بشارت می داد که نه تنها از این پس زنان می توانند آزاد و رها در اجتماع حضور یابند، بلکه یک زن می تواند با چندین مرد ارتباط داشته باشد.

قره العین در اول ذیقعده ۱۲۶۸ هجری قمری مطابق با ۲۷ مرداد ۱۲۳۱ هجری شمسی به دست عزیزخان، سردار سپاه ناصر الدین شاه در باغ ایلخانی اعدام شد.

پس از مرگ او، اندیشه بی حجابی زنان یکی از برنامه های استعماری برای فرهنگ زدایی از ملل مسلمان شد.





طبقه بندی: حجاب و عفاف،
برچسب ها:حجاب، کشف حجاب، عفت، زن، دختر، لخت،

[ چهارشنبه 27 اسفند 1393 ] [ 06:56 ب.ظ ] [ هادی ]

[ نظرات() ]


افسران - تقدیم به خانوم های چادری…
من یک دختر چادری ام...
نه پاهایم ده سانت از زمین بالاتر است
نه روسری ام ده سانت از سرم بالاتر...
میدانم این چیزها مرا بالا نمیبرد
چادر ساده ای میپوشم
قد یک دنیا برایم می ارزد
با تمام رنگارنگ های دنیا عوضش نمیکنم...

چادریا کپی لطف^_^




طبقه بندی: حجاب و عفاف، مذهبی، فرهنگ،
برچسب ها:چادر، حجاب، عفاف، راهیان نور، خواهران، چادرسیاه، شعربرای حجاب،

[ سه شنبه 26 اسفند 1393 ] [ 01:14 ب.ظ ] [ هادی ]

[ نظرات() ]


بازی Dying Light (نور فانی یا هر معادل دیگری که می‌خواهید برای آن در نظر بگیرید) یک بازی آخرالزمانی زامبی‌محور و اول‌شخص برای کنسول‌های نسل هشتم (PS4, Xbox One) و نیز رایانه است. این بازی، که به‌تازگی و در تاریخ 27 ژانویه 2015 (7 بهمن 1393) به بازار عرضه شده، ساخت شرکت تک‌لند (Techland) بوده و توسط شرکت وارنر براس (Warner Bros) منتشر شده است.

وقایع بازی در شهری به نام حرّان (Harran) روی می‌دهد. هرچند سازندگان بازی مدعی شده‌اند که نام تمامی اشخاص و اماکن موجود در این بازی «تخیلی» بوده و هرگونه شباهتی «کاملا تصادفی»‌ است، اما با کمی دقت می‌توان دریافت که اسامی و موضوعات بکاررفته در این بازی چندان هم «تخیلی و تصادفی»‌ نیستند.

هیجان کشتن زنان محجبه‌ای که زامبی شده‌اند + فیلم و تصاویر

 

ادعای سازندگان مبنی بر تخیلی و تصادفی بودن شباهت بین نام اشخاص و اماکن بکاربرده شده در بازی با دنیای واقعی

حرّان در واقع نام شهریست بسیار کهن واقع در استان اورفه در جنوب شرقی ترکیه و در نزدیکی مرز سوریه. بنا به گفته برخی مورخان از جمله یاقوت حموی (کتاب معجم‌البلدان) و احمدبن‌عبدالوهاب نویری (نهایة الارب‌فی فنون‌الادب، ج۱۹، ص۱۵۷) حرّان نخستین شهری بود که پس از طوفان نوح بنا شد. برخی دیگر مانند محمد بن جریر طبری (تاریخ طبری، بیروت، ج۱، ص۲۳۳) و ابن‌اثیر (الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۹۴) این شهر را زادگاه حضرت ابراهیم علیه‌السلام یا محلی دانسته‌اند که وی از اور یا بابل به آنجا هجرت کرد. حرّان به شهر پیامبران نیز معروف بوده و پیامبرانی چون نوح، ابراهیم، یعقوب، اسحاق و عیسی علیهم‌السلام مدتی در آن اقامت کردند.

هیجان کشتن زنان محجبه‌ای که زامبی شده‌اند + فیلم و تصاویر

 

نمایی از شهر حرّان در بازی

و اما شخصیت اول بازی یک مأمور آمریکایی به نام کایل کرین (Kyle Crane) است که برای سازمان امداد جهانی GRE کار می‌کند. وظیفه اصلی وی، که شما نقش آن را بر عهده دارید، پیدا کردن شخصی به نام قدیر سلیمان و پس گرفتن اطلاعاتی در مورد ویروسی است که سلیمان از سازمان GRE دزدیده است. درواقع به دلیل شیوع همین ویروس که به ویروس حرّان معروف است مردم شهر به زامبی تبدیل شده‌اند.

هیجان کشتن زنان محجبه‌ای که زامبی شده‌اند + فیلم و تصاویر

 

قدیر سلیمان (Kadir Suleiman که می‌توان آن را به «غدیر» هم ترجمه کرد) رئیس یک گروه از بازماندگان شهر است و دارای شخصیتی بسیار خشن و بی‌منطق است که در نهایت شما مجبور می‌شوید با وی مبارزه کنید. او برای رسیدن به خواسته‌هایش دست به هر کاری می‌زند و حتی به دلیل کوچک‌ترین اشتباهی که از نیروهای تحت فرمانش روی می‌دهد به‌راحتی آنها را می‌کشد. در یکی از صحنه‌های بازی وی به دلیل اینکه یکی از سربازانش در حال نوشیدن مشروبات الکلی است به دست وی شلیک می‌کند. سلیمان همچنین با سرقت یک فایل حاوی اطلاعات ویروس حرّان، قصد انتشار آن و آلوده کردن دیگر مناطق سالم و گرفتن جان هزاران انسان بی‌گناه را دارد.

هیجان کشتن زنان محجبه‌ای که زامبی شده‌اند + فیلم و تصاویر

 

قدیر سلیمان فردی مستبد و بی‌منطق و رییس گروهی از بازماندگان شهر

نکته تازه در مورد این بازی این است که در میان زامبی‌ها حتی زامبی زن محجبه که نمادی از مسلمانان و اسلام است نیز وجود دارد. در واقع شما باید برای بقای خود و دیگران، زامبی‌هایی که در میان آنها مسلمانان نیز هستند را بکشید.

هیجان کشتن زنان محجبه‌ای که زامبی شده‌اند + فیلم و تصاویر

هیجان کشتن زنان محجبه‌ای که زامبی شده‌اند + فیلم و تصاویر

هیجان کشتن زنان محجبه‌ای که زامبی شده‌اند + فیلم و تصاویر

 

 

 

 

 

برخی از زامبی‌های شهر که باید برای بقای خود با آنها مقابله کنید

هیجان کشتن زنان محجبه‌ای که زامبی شده‌اند + فیلم و تصاویر

 

چهره یک زامبی محجبه در شهر حرّان

در بخش دیگری از این بازی و در یکی از اتاق‌ها، تلویزیونی روشن است که از آن نحوه مبارزه با زامبی‌ها برای کودکان و نوجوانان پخش می‌شود. در یکی از عبارات آموزشی آن، جمله زیر آمده است:

A good zombie is a dead zombie (زامبی خوب، زامبی مرده است)

هیجان کشتن زنان محجبه‌ای که زامبی شده‌اند + فیلم و تصاویر

 

پس از خودزنی یازده سپتامبر که با سناریوسازی غرب و همکاری متحدان شرقی آن صورت گرفت، موج اسلام‌هراسی وسیعی در رسانه‌های غربی به راه افتاد. در این موج، یکی از جمله‌هایی که در رسانه‌ها، چه اجتماعی و چه غیر اجتماعی، بسیار زیاد استفاده شد جمله زیر بود:

A good Muslim is a dead Muslim. (مسلمان خوب، مسلمان مرده است)

برای درک بهتر میزان استفاده از این جمله فقط کافیست در موتور جستجوی گوگل بخش اول جمله یعنی a good Muslim را بنویسید تا گوگل به عنوان اولین پیشنهاد جمله بالا را ارائه کند که این خود نشانگر میزان کاربرد وسیع این عبارت در اینترنت است.

هیجان کشتن زنان محجبه‌ای که زامبی شده‌اند + فیلم و تصاویر

 

حال با کنار هم قرار دادن این دو جمله می‌توان مجدداً دریافت که هدف این بازی معرفی تلویحی مسلمانان به عنوان زامبی‌های وحشی بوده و لازم است تا برای مقابله و کشتن آنان دست به کار شد:


Dying Light.flv | دانلود فیلم


 

 

این بازی قرار بود در ابتدا برای کنسول‌های نسل هفتم نیز عرضه شود که بنا به دلایل فنی لغو شد. همچنین در نسخه نهایی، سازندگان بازی برخی مضامین بیش از حد ضد اسلامی آن مانند دیوارنگاری‌های موجود در شهر و زامبیهای محجبه را حذف کردند.

با توجه به اقدامات گروه‌های تروریستی همچون داعش که دست‌پرورده غرب و برخی کشورهای به اصطلاح مسلمان منطقه‌اند، دیگر به راه انداختن موج اسلام‌هراسی و ساخت چنین بازی‌هایی علیه مسلمانان کار سختی نیست. تنها کاری که رسانه‌های غربی باید انجام دهند این است که اقدامات شنیع چنین گروه‌های تروریستی را به نمایش در آورده و آن را به نام اسلام تمام کنند تا بتوانند افکار عمومی خود و جهان را برای مقابله با مسلمانان بسیج کنند. مابقی کار دیگر آسان خواهد بود.
منبع: مشرق





طبقه بندی: جنگ نرم، فرهنگ، اندروید، دانلود ها، حجاب و عفاف،
برچسب ها:بازی اندروید، زنان محجبه، حجاب، بازی زامبیا، زامبیا، اندروید، تحلیل بازی زامبیا،

[ جمعه 1 اسفند 1393 ] [ 02:06 ب.ظ ] [ هادی ]

[ نظرات() ]


افسران - رنگ مشکی




طبقه بندی: حجاب و عفاف،
برچسب ها:حجاب، سیاه، عفت، عشق، زن، دختر، لخت،

[ یکشنبه 21 دی 1393 ] [ 01:34 ق.ظ ] [ هادی ]

[ نظرات() ]


افسران - کشف حجاب؛ شرط اجباری سفارت فرانسه در تهران برای صدور روادید
ماجرای تلخ توهین به خانم محجبه ایرانی در ام‌القرای اسلام؛
کشف حجاب؛ شرط اجباری سفارت فرانسه در تهران برای صدور روادید/ بازگرداندن احترام به گذرنامه ایرانی پیشکش؛ حداقل نگذارید به اسلام توهین کنند


گروه اجتماعی – رجانیوز: «صدور ویزا» برای کسانی که تمایل دارند به دلایل مختلف تجاری، اداری، تحصیلی، گردشگری و... از کشوری به کشور دیگر سفر کنند، جزو اصلیترین وظایف سفارتخانه‌ها در سراسر جهان است و کنوانسیون وین هم که به طور ویژه به مساله حقوق بین‌الملل می‌پردازد، بر این مساله تاکید کرده است.

به گزارش رجانیوز، با این حال سفارت فرانسه در ایران در اقدامی عجیب و کاملا غیرقانونی که علاوه بر مغایرت با مفاد معاهدات بین‌المللی، با آزادی بیان و احترام به حقوق شخصی افراد نیز در تناقض است، سنگ بزرگی پیش روی خانم‌های ایرانی متقاضی دریافت ویزای سفر به این کشور می‌گذارد که تحقق آن منوط به زیر پا گذاشتن دستورات صریح دینی است.

قانون عجیب و وقیحانه سفارت فرانسه در تهران

در بخش مدارک موردنیاز برای صدور ویزا که در پایگاه اینترنتی سفارت فرانسه در تهران قرار دارد، یکی از شروط اولیه و اصلی صدور ویزای سفر به این کشور، ارائه یک قطعه عکس رنگی بدون پوشش سر برای خانم‌ها است! (لینک دریافت شرایط دریافت ویزا در سایت سفارت فرانسه)

در واقع هر خانم ایرانی که تقاضای دریافت ویزا برای سفر تفریحی و یا تحصیلی به فرانسه را داشته باشد، باید دست به کشف حجاب اجباری بزند تا بتواند روادید لازم را دریافت کند.

این موضوع عجیب و کاملا غیرقانونی در حالی برای خانم‌های ایرانی اعمال می‌شود که در هیچکدام از قوانین بین‌لمللی اجازه چنین اقدامی را که صراحتا تفتیش عقاید و ورود به حریم خصوصی افراد محسوب می‌شود، به سفارتخانه‌ها نداده‌اند. البته دولت فرانسه پیش از این پوشیدن روبند را به دلیل آنچه عدم توانایی در شناسایی چهره و احتمال روی دادن عملیات‌های تروریستی ممنوع اعلام کرده بود اما اینکه افراد متقضای ویزا مجبور به کشف حجاب شوند، در تضاد کامل با قوانین جهانی است.

یک روایت تلخ: توهین به خانم چادری در پایتخت ایران اسلامی

متن زیر توسط یکی از کاربران رجانیوز ارسال شده که ماجرای برخورد غیرقانونی و توهین‌آمیز کارمندان سفارت فرانسه در تهران و درخواست‌های ضداسلامی آنان را روایت می‌کند:

همسرم بعد از اتمام مقطع دکتری تصمیم به ادامه کار با همکاران فرانسوی برای دوره پسا دکترا گرفتند. این بود که بعد از جمع آوری و تنظیم مدارک برای ویزای طولانی مدت، وقت مصاحبه از بخش فرهنگی سفارت فرانسه گرفتیم.

در بخش مدارک قید شده بود که عکس خانم‌ها باید بدون پوشش سر باشد. همانطور که حکم شرعی هم این اجازه را می‌داد، توسط یک عکاس خانم عکس پرسنلی گرفتم و به بخش فرهنگی سفارت بردم. در این عکس صورت و گوش‌ها به طور کامل مشخص بود. تمام مدارک من و همسرم توسط خانمی که مسئول این قسمت بودند بررسی شد، ایشان با حوصله و دقت به سوالات ما جواب دادند و به من گفتند که ممکن است این عکسی که شما ارائه دادید مورد تایید سفارت قرار نگیرد (مو‌ها در این عکس زیاد مشخص نبود). ایشان توصیه کردند عکس پرسنلی جدید بگیرم، چون در این صورت سفارت فرانسه می‌پذیرند که عکسی که در سفارت به صورت حضوری گرفته می‌شود با حجاب باشد. من هم طبق گفته ایشان عمل کردم.

و اما روز مصاحبه اصلی در سفارت فرا رسید. من مثل همیشه با حجاب کامل، پوشش چادر و روسری که بخشی از صورتم را می‌پوشاند با همسرم به سفارت رفتم. آقایی که کارمند سفارت بود وفتی من را دید گفت: شما با همین وضع چادر می‌خواهید فرانسه بروید؟ گفتم: بله. گفت ولی نمی‌توانید با این چادر عکس بگیرید. اصلا شما با این طرز فکر چرا می‌خواهید بروید فرانسه؟ همین ایران باشید!

وافعا مانده بودم باید چه جوابی به این سطح تفکر داد؟ واقعا این هم جزئی از مصاحبه است؟ تا این حد بی‌ربط و احمقانه! من و همسرم که شوکه بودیم سعی کردیم محترمانه جواب بدهیم. ایشان ظاهرا در جریان نبودند که حدود ۱۰ در صد جمعیت فرانسه مسلمان هستند که جمعیتی معادل حدود ۶میلیون نفر است. ایشان به طور کل در جریان نبودند! گفتم ولی عکس پرسنلی را همانطوری که خواستید فرستادم؟! پاسخ دادند این عکس مهم نیست ما خودمان عکس می‌گیریم. گفت بی‌چادر و باز‌تر از این وضعیت. با خودم فکر کردم که خوب این هم حد مجاز شرعی است و مانعی ندارد. ما پول ویزا را پرداختیم. اماده عکس شدم. روسری را بالا بردم اما از من خواست گوش‌هایم را هم برای عکس نشان دهم من با تردید اما.. مرتکب این کار شدم. گفت تمام شد!



طبقه بندی: جنگ نرم، حجاب و عفاف،
برچسب ها:حجاب، عفاف، عفت، فرانسه، ویزا، شرط فرانسه براویزا، سفارت فرانسه،

[ یکشنبه 21 دی 1393 ] [ 01:28 ق.ظ ] [ هادی ]

[ نظرات() ]


[ پنجشنبه 20 آذر 1393 ] [ 09:58 ق.ظ ] [ هادی ]

[ نظرات() ]


افسران - اسمش شد "مـــــــــــ د!!! "


شلوار لــــــی را برایمان فرستادند...

اول زیاد هم بــــد نبود!!!

بعد شد آفـــــــــت غیرت و حیا!!!

پسرانه اش از بالا کوتاه شـــد!!!

و...

دخترانه اش از پایین!!!

چادر شــد...

مانتو های بلند...

مانتو ها ذره ذره آب رفت!!!

حالا دیگر باید آن را بلــــــــــوز نامید!!!

چادر چادری ها هم کم کم تبدیل به شنــــــل شده!!!

یا آنقــــــدر نازک که...

بودنش طعنه ایست به نبودنش!!!

حالا که دیگر شلـــــوار جایش را به ساپـــورت داده!!!

روسری ها هم که از عقب و جلو آب رفته!!!

مانده ام فردا فرزندان این نســــــل هنوز هم...

"مـــــــــــــــــادر" را...

اسوه پاکی...

و...

"پــــــــــــــــــــدر" را...

مظهر مردانگی میدانند!!!

کاش مردان حرمت مرد بودنشان را بدانند...

و...

زنان شوکت زن بودنشان را...

کاش مردان همیشه مرد باشند...

و...

زنان همیشه زن...

آنگاه...

نه روز "زن " داریم!!!

و نه...

روز "مرد "!!!

بلکه هرروز...

روز " انسانیت " است.




طبقه بندی: حجاب و عفاف،
برچسب ها:حجاب، عفاف، عفت، دختر، مدافع حرم، اربعین،

[ سه شنبه 18 آذر 1393 ] [ 01:05 ق.ظ ] [ هادی ]

[ نظرات() ]




من زنده ام که فراموش نکنیم از خانواده آبیان، پدر و پسر در......

به نقل از کوچه 74 : من زنده ام که فراموش نکنیم از خانواده آبیان، پدر و پسر در یک روز شهید شدند و مادر، حجله ی همسر و فرزندش را با هم چید.

من زنده ام که فراموش نکنیم هنوز هم میثم پسر طلبه ی شهید حسین زاده (مفقود الاثر) هر شب چشم انتظار، پشت در حیاط می خوابد که شاید یک روز پدرش بی خبر درِ خانه را بزند و او اولین نفری باشد که در را به رویش باز کند.

من زنده ام که فراموش نکنیم ما آزادگان هنوز شب ها با کابوس زندان الرشید و استخبارات، قتلگاه های عنبر، رمادیه، تکریت و موصل از خواب می پریم بی آنکه سازمان های مدافع حقوق بشر به آن همه جنایات پاسخی داده باشند.

کاش دنیا بداند که بعثی ها چطور در جشن تموز (پیروزی کودتای صدام)، رضا زاهدی را مجبور کردند آواز بخواند و برقصد و او تن به این کار نداد و یک سرباز عراقی آنقدر او را زد که بر اثر خونریزی مغزی از دنیا رفت.

کاش دنیا بداند که بر اسیران جنگی عملیات رمضان چه رفت و از برادر فرزام فر بپرسد که بعثی ها جشن تموز را در جبهه چگونه برگزار کردند و چگونه در مقابل چشمان بهت زده ی آنها، اسرا را به رگبار بستند و با تانک های تی-62 پیکر آن ها را با خاک یکسان کردند و تعداد دیگری را آتش زدند و هرچه بچه ها فریاد زدند آن ها بیشتر هلهله و پایکوبی کردند و در آخرین بخش ضیافت عده ای دیگر را به تانک و جیپ های نظامی بستند و آنقدر روی زمین کشیدند تا به شهادت رسیدند.

کاش دنیا بداند محمد علی جعفری بر اثر ضربه های چوب بر سرش شهید شد.

کاش دنیا بداند مجید عامری بیمار نبود؛ او تمام رمضان را روزه گرفته بود اما دو روز بعد به اسهال مبتلا شد اما نه بر اثر این بیماری بلکه بر اثر ضربات شلاق به شهادت رسید بی آنکه سازمان های بشردوستانه سر بچرخانند و بپرسند آنجا چه خبر است؟

کاش دنیا بداند در مهر سال 1359، نه در جبهه بلکه در شهر هزار و یک شب بغداد، در مقابل نعره ی افسر عراقی که به بهانه ی اینکه بداند چه کسی حرس خمینی (پاسدار) است، می خواست پنجاه نفر را به رگبار ببندد، علیرضا الهیاری خودش را از صف بیرون کشید و گفت: نکشید! اینها هیچ کدام حرس خمینی (پاسدار) نیستند. فقط من حرس خمینی (پاسدار) هستم و لحظاتی بعد علیرضا ایستاده به زمین افتاد.

کاش دنیا بداند که جمال ابراهیم پور بعد از چهل و پنج روز دست و پنجه نرم کردن با مرگ به بیمارستان صلاح الدین برده شد و هیچ وقت برنگشت و اسرای بعدی که به آن بیمارستان رفتند به چشم خود دیدند که جمال روی تختش نوشته بود: من را اینجا به قتل رساندند.

کاش دنیا سید جلیل حسینی را بشناسد، سیمای ملکوتی او را ببیند و از دوستش سید یونس علی حسنی مرثیه سرای اردوگاه موصل که او را غسل و کفن کرد بپرسد که او در آخرین لحظه چه گفت.

کاش دنیا بداند گوشت تن رضا رضایی از شدت شکنجه ها چنان شکافته بود که کابل های بعثی ها به استخوان های او می پیچید اما عطش شان فرو نمی نشست. بر زخم هایش نمک ریختند و باز راضی نشدند و تن شرحه شرحه اش را روی خرده شیشه ها غلتاندند و دست آخر او را به برق وصل کردند. کاش دنیا جسم رضا را می دید و به سازمان های بشردوستانه هبوط انسانیت را نشان می داد.

کاش دنیا بداند صیادی که همیشه در اردوگاه شق و رق راه می رفت و قدم می زد، بر اثر ضربات کابل خونریزی مغزی کرد و شهید شد و یا وقتی هیأت صلیب سرخ برای علی دشتی نامه و عکس بچه هایش را از خرمشهر آورده بود، علی دشتی با وجود داشتن شماره ی اسارت، شهید شده بود.

کاش دنیا بداند اردوگاه تکریت جایی بود دیوار به دیوار جهنم که اسرای بسیاری از جمله قدرت الله رحمتی در آن جا بر اثر تشنگی و بی آبی به شهادت رسید.

کاش دنیا بداند برای ما و تاریخ ما مایه ی فخر و مباهات است که فتح الله عزیزی سواد نداشت اما وقتی در اردوگاه خواندن و نوشتن را آموخت، اولین جمله ای که نوشت این بود: « من تا آخرین قطره ی خونم مقاومت خواهم کرد» و به این شعار عمل کرد.

کاش دنیا بداند دست های حسین صادق زاده به هر خاکی میخورد زمینش سبز می شد و از برکت دست های او باغچه ی کوچک اردوگاه سبز شده بود اما بر اثر ضربه ی کابل خون دماغ شد و آنقدر خون از دست داد تا شهید شد. راستی در کدام نقطه ی این دنیا در قرن بیستم کسی بر اثر خون دماغ مرده است؟

کاش دنیا بداند که آدم فروش ها و خائنان، محمد رضایی را به بهای یک پاکت سیگار فروختند و دودش را به هوا فرستادند و زیر برگ فوتش را امضا کردند که به مرگ طبیعی مرده. اما آنها که محمد را به دلیل شدت جراحاتش نمی توانستند غسل دهند، می دانستند حقیقت چیست!

کاش دنیا بداند محمد صابری خواب دید به کربلا رفته و در آنجا همه به دور ضریح امام حسین می چرخند اما ضریح به دور او می چرخد. فردای آن شب وقتی او در زمین فوتبال نه با گرمکن و کفش آجدار فوتبال، بلکه با دمپایی و لباس مندرس اسارت دنبال توپ می دوید، چند قطره خون از بینی اش آمد. هرچقدر بچه ها التماس کردند که محمد را دکتر ببرید، افاقه نکرد و محمد در آغوش دوستانش شهید شد و وقتی کیسه ی انفرادی او را باز کردند وصیتنامه ی کوچکی پیدا کردند که نوشته بود: «اسارت در راه عقیده، عین آزادی است».

کاش دنیا بداند عبدالمهدی نیک منش مدت ها قبل بر اثر بیماری مرگ (یعنی بی دلیل) شهید شده بود اما صلیب سرخ پی در پی از مادرش نامه هایی می آورد که در آنها نوشته شده بود: «عبدالمهدی چقدر آرزو دارم تا زنده ام دوباره تو را ببینم».

و در پایان پس از سی سال این بار سنگین را که بر شانه ام بود، زمین گذاشتم تا بگویم:
.ظلم بار ترین واژه «اسارت» است.


ندای یک بسیجی


...به صفحه اصلی سایت هم سری بزنید پشیمان نخواهید شد...




طبقه بندی: معرفی كتاب، شهدا، فرهنگ، دانلود ها، حجاب و عفاف،
برچسب ها:کتاب من زنده ام، من زنده ام، فایل صوتی کتاب من زنده ام، فایل صوت کتاب من زنده ام، مسابقه کتاب من زنده ام، شهدا، اسیران جنگ،

[ دوشنبه 3 آذر 1393 ] [ 01:06 ب.ظ ] [ هادی ]

[ نظرات() ]


رای نخستین بار در طول تاریخ فوتبال ترکیه یک بانوی مسلمان با پوشش و حجاب کامل در مسابقات فوتبال این کشور به قضاوت پرداخت.

پس از موافقت فدراسیون بین‌المللی فوتبال (فیفا) به حجاب بانوان فوتبالیست، یکی از داوران زن در ترکیه با حجاب کامل در یکی از مسابقات فوتبال این کشور به قضاوت پرداخت.


خانم «بوهرا یورداکول» ۲۱ ساله که دانشجوی رشته اقتصاد در ترکیه نیز هست در مسابقات فوتبال زیر ۱۵ سال این کشور که در استان افیون قره‌حصار برگزار شد با لباسی کاملا پوشیده کار کمک داوری را انجام داد.

این مسابقه از سری رقابت‌های لیگ دختران زیر ۱۵ سال این کشور بین دو تیم دمیر اسپور و صاندیکلی اسپور برگزار شد و خانم بوهرا به عنوان اولین داور محجبه تاریخ فوتبال ترکیه نام خود را به ثبت رساند.

وی که در سال ۲۰۱۳ کار داوری را آغاز کرده در اظهارنظری کوتاه ضمن ابراز خرسندی از حجاب خود آن را یکی از آرزوهای ورزشی خود عنوان کرد که سرانجام زمینه آن فراهم شده است. این بانوی مسلمان همچنین پوشیدن حجاب را به دیگر داوران مسلمان نیز توصیه کرد.
 

اولین‌ داور محجبه‌ ترک+تصاویر

اولین‌ داور محجبه‌ ترک+تصاویر
برچسب ها:




طبقه بندی: حجاب و عفاف،
برچسب ها:حجاب، عفاف، داور، فوتبال، ترکیه، زن، فدراسیون،

[ پنجشنبه 22 آبان 1393 ] [ 03:42 ب.ظ ] [ هادی ]

[ نظرات() ]


.: تعداد کل صفحات 12 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]